تبليغاتX
تلخابه
و من به دنبال لیوانی تلخابه در کوچه بیتهای حافظ و خیام سرگردانم و نمی دانم.
 

راستش را بخواهید در طول تابستان این قدر کار سرم ریخته بود که نه هوای اینجا رو کردم و نه بر عکس خیلی ها الان که این صفحه رو باز کردم یه حالی شدم .

خیلی خوشحالم که از تغییزات دنیای بیرون جدا نیستم و اگر تغییر می کنم یعنی هنوز زنده ام و نفس می کشم .

خبر های جدید اینکه فعلا مرگ و میر خانواده ی پدری حسابی حال همه را گرفته و اجازه ی نفس کشیدن به کسی نمی دهد و آخریش هم همین خسروی بیچاره .

توی این تابستون فیلمای زیادی دیدم که ارزش گذران زندگی به طرز دهشتبار را داشت . 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت   توسط باهار  |