- چه هوای توپی شده . می گم می خوای بریم همون کافی شاپی که اولین قرارمون و اونجا گذاشتیم ؟
= نه بابا گشنمه بریم یه کوفتی بخوریم...
نخست : با این آقای مهندس خیلی حال می کنم . تو سن ۸۰ سالگی یک دل جوونی داره که هیشکی باورش نمی شه ... نصف سال و که امریکا و آلمان و خارجه های دیگه ! است و بقیشم میاد ایران صفا . کوهنوردی اسکی و رستوران گردی .
حرفای قشنگش قهوه با بیسکوییتای نیلوش می رسه به ما ... عین فیلمای دهه ی ۸۰ می مونه . آدم دلش می خواد اون ریختی باهاش حرف بزنه . ما آدم کت و کلفت دور و برمون زیاد بوده . ولی آی مهندس یه چی دیگه اس .
سرما که میخزه زیر پوستمون هوایی می شیم بریم امیر آباد و یه دل سیر از حرفاش و بسپریم تو این حافظه ی لاکردار . تا آب جوش بیاد شروع می کنه که : به قول امریکایی ها impossible is possible
هر وقت نه شنیدی بر گرد ببین چی شد که شد نه ...
دو دیگر : این اول باریه که پی نوشتا طولانی تر شده .
سه دیگر: کارا طبق برنامه جلو میره . این یعنی شاهکار ...
چهار دیگر: بالاخره این وام سگ مصب جور شد .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت   توسط ساز بارون
|
حرف زدن راجع به مقوله ی دردناک غم نان همه را آزرده خاطر می کند ...
دوستی چند روز پیش برچسب بی معرفتی چسباند و با کمی بی انصافی ادامه داد که هر وقت با آدم کار داری یاد آدم میفتی و من در جواب به او گفتم این روز ها اگر یک هفته مادرت را هم نبینی قیافه اش از خاطرت می رود و امروز این جواب را به تو می دهم .
عزیز قدیمی من این اقتضای زمانه ی ماست . شاید تو کمتر این را بپذیری و باید همین طور هم باشد . من غم نان دارم و تو نداری و این تفاوت دو دنیای موازی با هم است .
دوست مهربان من
دوستی کلمه ی هراس انگیزی ست . تعهد می آورد و ادامه دادن .
من نه اینکه آدم هردویش نباشم نه اما بپذیر که زیستن با پرداختن به ایده آل نسبی هم فعلا برای ما در این مملکت امری ست محال .
از همین جا و با کمال میل شما را به کوهنوردی در یک روز سرد پاییزی دعوت می کنم . روزش از شما و پذیرفتنش از ما .
بالاخره یک نفر دیگری را از آن بالا پرت می کند و این ماجرای ندیدن ها و گلایه ها و بهانه ها و توجیه ها یک جایی تمام می شود ...
خبر از شما
نخست : این بالایی کاملا خصوصی بود و شرمنده
دو دیگر : واقعا کسی که بیشتر وقت گذرانی در فضای مجازیش را صرف وبلاگ خوانی آن هم از نوع درد دل نویسیش می کند از نظر شما روانی نیست ؟
سه دیگر : اوضاع خوب است
چهار دیگر : اگر مسئولیت گناهی را بپذیری که بر دوش تو نیست تا ابد قربانی آنی ... حالا بر عکسش می شه چی؟
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت   توسط ساز بارون
|